تبليغاتX
انتقاد از مسیحیت
نظراتتان را تو تیای چشمانمان می کنیم
آیا این منصقانه است که حضرت مسیح به خا طر گناهی که آدم  و حوا مرتکب شده اند به صلیب کشیده شود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آذر 1385ساعت 9:55  توسط پرستوی مهاجر | 
آگر گر خداو ند جهان در قالب انسانی به صلیب کشیده شده است تا جور گناه بندگان آن زمان را بکشد پس بند گان تا قبل از از آن زمان چه گناهی کرده اند که کسی نبو ده تا جو رگناه آنان را بکشد !!!!!
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آذر 1385ساعت 9:44  توسط پرستوی مهاجر | 
ما در صورتی میتوانیم به یک کتاب را الگوی خود در زندگی دینی قرار دهیم که مطمئن با شیم که از اسمان است و از جانب خدا به ما رسیده است و الا مانند غریبه ای در بیابان هستیم که برای یا فتن مسیر خو د از یک غریبه دیگر که  مانند خود نا آشنا است کمک می خواهد حال با تو جه به این مطلب چگونه می توانیم به کتابی که تنها و تنها نتیجه یک رویا است (انجیل یو حنا )و جریان یک مکاشفه است اعتماد کرد ه و آنرا کتابی آسمانی بنامیم
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آذر 1385ساعت 9:32  توسط پرستوی مهاجر | 
با اجازه تمامی دوستان عزیز فارسی زبانم این پست را برای دوستان عرب زبان می نویسم تا از نظرات آنها هم برخوردار شویم...

احد الاشکالت التی کان فی المساله السلام مساله التقلید کان فی الایران فی السنه القبل شخصا منتقدا الی السلام و احد الانتقاداته کان هکذا : لا حاجه الی التقلید لان کل شخص یفهم امره فی الدین وکل المسائل الاسلام جری فی صدر السلام ولهذا قیل السلام دین الکامل

اما الجواب : نحن نقبل ان السلام کان دینا کاملا و کل المسائل الاسلام قیل فی صدر الاسلام ولکن هذا المطالب کلیه لها منشعبات و طریق الوصول الی هذا المنشعبات رجوع الی الاصول العملیه التی مقول من جانب الرسول الاکرم و طریق الانطباق هذا الامنشعبات الی الاصول کان مع العلم و التسلط بهذه الاصول والمنشعبات ....

ولذا لایمکن لکل فرد ان وصل الی الکل الاحکام الدین ولذا علینا ان نرجع الی المرجعین فی الدین  

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 13:26  توسط پرستوی مهاجر | 
حالا که از آقای آغا جر ی هم حرف به میون آمد به نظرم رسید که خالی از لطف نیست که یکی از انتقادات ایشون رو مطرح کنیم و نظر دوستان رو هم بشنویم (مخالفا کان او موافقا )....

ایشون از آنجایی که اخلاق آزاد منشانه ای دارند می فرمایند چه لزومی داره که انسان در احکام دین از اشخاص دیگر پیروی کنه ؟؟؟

خب البته این اشکال شاید برای خیلی از دوستان حل شده و قدیمی به نظر بیاد ولی از آنجایی که هنوز هم که هنوزه ذهن خیلی ها رو مشغول کرده لازمه که جواب اونو بدیم ...

این مساله که در هر امری باید به متخصص و راهنمای آن امر مراجعه کنیم که امری مبرهن است (اظهر من الشمس است)  حال ما خودمان یا متخصص در دین هستیم و یا نیستیم .....اگر متخصص نیستیم باید به کسی که متخصص هست مراجعه کنیم و اگر هم متخصص هستیم  می توانیم از خودمان پیروی کنیم (ما که بر سر شخص نزاعی نداریم ) راه رسیدن به تخصص هم همین راه مراجع و متخصصین است (اگر کسی اهلش هست بسم الله )

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 20:1  توسط پرستوی مهاجر | 
چندی فبل از بر خی دوستان اشکالی به دین اسلام شد که خدمتتان عرض میکنم اشکال از این قرار است که میگویند اگر اسلام تابع عقل وتعقل است بس چرا اقرادی که میخواهند انتقادی به دین اسلام بکنند نمی توانند آزادانه حرف خود را بزنند بعنوان مثال همین اقای آغاجری که به علت انتقاد به دین محکوم شد

من در باسخ به این دوست عزیز گفتم جواب شما راشهید مطهری بیست سال قبل دادند ایشان فرموده اند که ما با ازادی عقل مخالف نیستیم بلکه بالتر از این را میگوییم ما میگوییم هر کس میخواهد دین اسلام را ببذیرد باید با عقل اسلام بیاورد نه به خاطر این که اولیای او مسلمان بودند

حال در بحث خودمان آنچه که مورد انتقاد است فریب دادن و گول زدن عوا م است ولی بحث کردن با صاحب نظران اشکالی ندارد ما میگوییم که شما اگر انتقادی دارید به صاحبان ان علم به گویید نه به افرادی که در ان زمینه تخصصی ندارند

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 13:0  توسط پرستوی مهاجر | 
یکی از اشکالاتی که به انجیل گرفته می شود وجود اناجیل متعددی است که در بسیاری از موارددر مفهوم ومطالب با هم اختلاف دارند وشاهد بر این مطلب هم جمع اوری اناجیل مختلف و محصور کردن این اناجیل در چهار جلد است والا چه دلیلی امکان داشت وجود داشته باشد تا این همه اناجیل سوخته از بین برده شوند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟البته مبرهن است که آن اناجیل را اگر ئوستان مسیحی ما بخواهند رد کنند تالی فاسد بسیار بزرگتری خواهد داشت وآن هم این است که اگر ممکن باشد در مدتی دین خدا تحریف شود پس از کجا معلومشاید همین الان هم دین خدا تحریف شده باشد
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 22:29  توسط پرستوی مهاجر | 
همانطور که در مطن زیر مشاهده میکنید یکی از دوستان سوالی درباره وجود لا یتناهی خداوند کرده اند که جوابش را در پایین آورده ام در ضمن اگر سایر دوستان در مورد این جواب پیشنهادی دارند نظر شان را به گرمی پذیرایم

سلام دوست عزیز سوالی داشتم عرض به خدمت شریفتان که درباره خداوند متعال گفته می شود که حضرت حق وجودی لا یتناهی می باشد یعنی بی نهایت است در بحث های علمی اصلی تایید شده است که بی نهایت اصلا مفهوم ندارد خوب این خدای بی نهایت که مفهوم ندارد چگونه قابل معرفت است؟ چون برای شما امکان ندارد به بی نهایت معرفت پیدا کنید!...................................واما جواب همانطور که نزد فلاسفه مشخص است  مایک شناخت داریم ویک درک شناخت یعنی این که ما در مورد مفهوم مورد نظر به شکلی اشنایی داشته با شیم که برخی{توجه داشته باشید برخی نه همه}  حدود وصغور وویژگی ها وخصوصیات قابل فهم از بیرون انرا بفهمیم ........اما درک یعنی فهم تمام {نه مقداری} از ان موضوع به معنای واقعی کلمه بطوری که هیچ ابهامی باقی نماند........حال منظور ما از آگاهی ما از خدا همین معنای اول است که به معنی شناخت است
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت 16:20  توسط پرستوی مهاجر | 
از آنجایی که بعضی دوستان مرا به دیدن کتبی که از خود مسیحیان نوشته شده باشد{در واقع نویسنده ان مسیحی باشد } دعوت می کنند  من پیشنهاد کلیه  عزیزانی که در این مورد کتابها نظری دارند را به دیده منت مینهم

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت 15:52  توسط پرستوی مهاجر | 
از انجایی که خداوند قادر به همه چیز هست و برای بخشش گناهان بندگانش نیازی هیچ محدودیتی ندارد لذا چه لزومی دارد که خود را شبیه انسان نموده و بعد بخواهد جور تمام بندگان را بکشد
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 21:18  توسط پرستوی مهاجر |